صبح...

صبح است ساقیا! قدحی پر شراب کن/ دور فلک درنگ ندارد شتاب کن 

زان پیش تر که عالم فانی شود خراب/ ما را ز جام باده گلگون خراب کن 

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد/ گر برگ عیش می طلبی ترک خواب کن 

روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند/ زنهار! کاسه سر ما پر شراب کن 

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم/با ما به جام باده صافی خطاب کن 

کار صواب باده پرستی است حافظا 

برخیز و عزم جزم به کار صواب کن