X
تبلیغات
رایتل

درد شوق  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1391 در ساعت 08:53 ب.ظ

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف های بیکران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گویم که با این درد جانسوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سوخت چو شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان چون توان گفت

که یار من چنین کرد و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد